|
<><><><><><><><><><><><>
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 10:40  توسط تراب خدایی فام
|
گل بی رخ یار خوش نباشد
بی باده بهار خوش نباشد ![]() طرف چمن و طواف بستان بی لاله عذار خوش نباشد رقصیدن سرو و حالت گل بی صوت هزار خوش نباشد با یار شکرلب گل اندام بی بوس و کنار خوش نباشد هر نقش که دست عقل بندد جز نقش نگار خوش نباشد جان نقد محقر است حافظ از بهر نثار خوش نباشد --------------------------------------------------------- گل در بر و می در کف و معشوق به کام است سلطان جهانم به چنین روز غلام است گو شمع میارید در این جمع که امشب در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است در مذهب ما باده حلال است ولیکن بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است در مجلس ما عطر میامیز که ما را هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکر زان رو که مرا از لب شیرین تو کام است تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است همواره مرا کوی خرابات مقام است از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است با محتسبم عیب مگویید که او نیز پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است حافظ منشین بی می و معشوق زمانی کایام گل و یاسمن و عید صیام است
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 10:32  توسط تراب خدایی فام
|
<><><><><><><><><><><><><> <> نام اثر : در اين سراي بي کسي <> <> خواننده : استاد شجريان <> <> آهنگساز : استاد محمد رضا لطفي <> <> دستگاه : شور <> <> شعر : سايه <> <> سال آفرينش : 1337 در اين سراي بي کسي ~ کسي به در نمي زند به دشت پرملال ما ~ پرنده پر نمي زند يکي ز شب گرفتگان ~ چراغ بَر نمي کند کسي به کوچه سارِ شب ~ درِسحر نمي زند نشسته ام در انتظارِ ~ اين غبار بي سوار دريغ کز شبي چنين ~ سپيده سر نمي زند عزيز، عزيز، عزيزانم ~ عزيز، عزيز، عزيزانم گذرگهي است پر ستم ~ که اندر او به غير غم يکي صلاي آشنا، ~ به رهگذر نمي زند چه چشمِ پاسخ است از اين ~ دريچه هاي بسته ات؟ برو که هيچ کس ندا ~ به گوش کر نمي زند نه سايه دارم و نه بر، ~ بيفکنندم و سزاست اگرنه بر درخت تر، ~ کسي تبر نمي زند
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 15:13  توسط تراب خدایی فام
|
+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 8:41  توسط تراب خدایی فام
|
اي عاشقان، اي عاشقان
+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 8:27  توسط تراب خدایی فام
|
به رشتیه میگن : یه تصویر غمناک بکش رشتیه یه نون بربری سوخته میکشه.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 8:39  توسط تراب خدایی فام
|
<><><><><><><><><><><><> از زندگاني ام گله دارد جواني ام
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 10:58  توسط تراب خدایی فام
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 10:54  توسط تراب خدایی فام
|
<><><><><><><><><><><><> <> نام اثر : آذربایجان <> <> خواننده : استاد بنان <> <> دستگاه : شور <> <> آهنگساز : روح الله خالقی <> <> شاعر : (؟) <> <><><><><><><><><><><><> شب سحر شد، مهر از افق جلوه گر شد توجه : رمز فایل زیپ www.harmonia.ir می باشد!
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 12:0  توسط تراب خدایی فام
|
|